آقا بـــــــــهدادآقا بـــــــــهداد، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

بهداد نجفی

جون ماااااااااااااااااااادر

عزیزکم تمام وجودم را حضور پر مهرت بوسه باران کرده اندک زمانی ست که تکه ای از بهشت را به نامم کرده ای. نازنینم به خودم میبالم از این همه لیاقتی که خدای مهربانم با حضورت ارزانی ام کرده از این بهشت رویایی... تو آمدی وچه ساده مرا به فصل تازه دلبستگی ها ،به دنیای زیبای مادری بردی   . ...
24 ارديبهشت 1391

شیطونکم بخند

آآآآآآآآآآخ خدای من  قربون این خنده های شیطونکیت برم من وقتی داری خرابکاری میکنی و ماااااااادرت مچت و میگیره وقتی داری آتیش میسوزونی و ماااااادرت صدات میکنه بهداااااااااااادم میخندی و منو با خودت به ناکجاااااااااااااااااا میبری . عااااااااااااااااشقتم باش و بخند ...
20 فروردين 1391

بهداد و بابایی جونه سیبیلو

پسر گلم این روزها توی هر جمعی که باشیم بین همه آشناهای خانواده پدری ، عاشقه بابا مرتضی جونشه و عاشقه سیبیلای بابایی اشه. تا میره تو بغل بابایی جونش ، شروع میکنه به کندن و بازی کردن با سیبیلای باباییش و بابا جونشم با حوصله و مهربونی پذیرای بهداد کوچولوشه. این روزها بیشتر از هر وقت دیگه ای از خدای خوبم سلامتی بزرگترهامون رو خواستارم و خدا خودش میدونه که چقدر دل تنگ و حسرت به دله آغوشه پدرم هستم.                         خدایا دنیات خیلی کوچیکه ،ای کاش جدایی ها رو پایانی بود. ...
18 فروردين 1391

عکسهای تولد یک سالگی عشقم

کارت دعوت تولدت عزیزم که از سه ماه قبل از تولدت خودم هرشب با کلی ذوق و عشق درست کردم.   قسمت خووووشمزه تولد سالادالویه/ کشک بادمجون/ لازانیا فیله مرغ سوخاری بهداد زنبووووووووووری پارساااااا جیگرم یکی از کادوهای خاله شیدای عزیزم که سورپرایزمون کرد     ...
12 اسفند 1390

تولدت مبارک عشق کوچولوی مادر

وقـتی گریــبان عَـــدم بـا دسـت خلقـت مــی دریــــــد وقـتی ابــد چشــــــم تـو را پیــش از ازل مـی آفـریـــــد ... وقـتی زمیـن ناز تو را ، در آســـمان ها مـی کشیــــــد وقـتی عطش طعم تو را با اشک هایم مـی چشیـــــد من عـاشق چشـــمت شدم ، نـه عقل بود و نـه دلـی چـیـــزی نـمـــی دانـم از ایـن دیوانـــگی و عاقــــــــــلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آن دم که چشــــمانت مرا ، از عمق چشــمانم ربـــــود ...
5 اسفند 1390

بهداد و اولین ولنتاین

داشتم آرشیو عکسها رو نگاه میکردم که چشمم افتاد به عکسهای شب ولنتاین و دلم نیومد این عاشقانه ها رو اینجا برات ثبت نکنم. پارسال این روزها تو عزیزترینم آخرین هفته ها رو تو دله مامانت میگذروندی و شب من و بابایی  پر بود از عطر شکلات و کادو و عروسک و شمع و جای خالی عشق بزرگ زندگیمون. و امساااااااااااااااااااال بهداد قشنگم اینو بدون تو برای ماااااااا اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی . اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی. اگه          شمع بودی روشن ترین بودی و تا زمانی که پسر مایی عزیز ترینی.             &nbs...
25 بهمن 1390

بهداد کوچولو عاشق کف بازی

امید زندگیم این روزها عاشق حمام و آب بازی و مخصوصا کف بازی شدی و با اینکه به خاطر کمردرد نمیتونم لذت شستن تن و بدن بلوریت رو ببرم  ولی کنار بابا بهروز مهربونت منم شاهد زیباییهای وجودت هستم. با تعجب به کاسه های پر و خالی از آب نگاه میکنی و حبابهای با کف درست شده رو برای بارها تو دستت میگیری و از محو شدنشون غرق در شادی میشی . روزگارت شاد و وجود نازکت سلامت در پناه حق. ...
10 بهمن 1390

بهداد کوچولو اسکیمو میشود

امسال هوا خیلی زود سرد شد و من و پسر کوچولوم  رسماً خانه نشین شدیم . امروز بارونای شدید این چند روز تبدیل شد به برف و هوا شدید سرد شد و ما که توی این روز برفی مهمان بودیم مجبور شدیم که گل پسرمون رو تبدیل کنیم به یک اسکیموی کوچولو . و عزیز دله مادر همینطوری از لباس پوشیدن فراری هست چه برسه به همچین لباسی...دیگه چجوری لباس پوشیدیم و عکس انداختیم بمااااااااااااااااااند... ...
4 دی 1390

بهداد کوچولوی ماست خور ما

قربون اون صورت خندانت برم نفس ماااااااااااااااااااااااادر. قربون اون ماست خوردنت بشم که از هر غذایی بیشتر دوست داری عسلم.                                 نوش جونت  خوشمزه ی مااااااااااااااااااااادر.                                  قربون اون چشمهای قشنگت و اون نگاه لبریز از ذوقت       &...
2 دی 1390

بهداد و باغ موزه هنرهای ایرانی

امروز ١٣ آبان ماه در یک جمعه سرد پاییزی ، آقا بهداد گل مثل  روزهای دیگر هفته ساعت ٧ صبح از خواب ناز مارو بیدار کرد و کلی آوازه بابا باب برامون سر داد و در آخر هم که از شیطنت ها خسته شد و نق نق رو شروع کرد منو بابایی رو  به یک گردش دلپذیره پاییزی مجبور کرد که این تفریح در آخر خیلی هم لذت بخش   با قدم زدن در کوچه پس کوچه های الهیه و بازدید از باغچه کتاب و موزه هنرهای ایرانی در هوای دلنشینه پاییزی پایان گرفت . (اینجا لازمه که از مسیحا جون و گل نازش تشکر کنم که این مکان زیبا رو بهمون معرفی کرد). ...
21 آذر 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بهداد نجفی می باشد